استان فارس

استان فارس هفتمین استان از ۳۱ استان ایران است که در بخش نیمروز این کشور واقع شده‌است. آب و هوای استان فارس در نقاط مختلف این استان به سه دسته کوهستانی، معتدل و گرم تقسیم می‌شود.این استان با مساحتی در حدود ۱۲۲٬۶۰۸ کیلومتر مربع، چهارمین استان بزرگ و با جمعیتی معادل ۴٬۵۲۸٬۵۱۳ نفر، بر طبق برآورد جمعیتی سال ۱۳۸۹ خورشیدی سازمان ملی آمار ایران، چهارمین استان پرجمعیت ایران به‌شمار می‌رود. بر اساس تقسیمات کشوری اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی، استان فارس به ۲۹ شهرستان، 100شهر، ۸۳ بخش و ۲۰۴ دهستان تقسیم شده‌است.

مرکز استان فارس، شهر شیراز است که بر طبق برآورد جمعیتی سال ۱۳۸۹ خورشیدی سازمان آمار ایران به همراه حومه خود، جمعیتی معادل ۱،۷۴۹،۹۲۶ نفر داشته که پرجمعیت‌ترین شهر این استان محسوب می‌شود. از دیگر شهرهای پرجمعیت این استان می‌توان به شهرهای مرودشت، کازرون، جهرم و فسا اشاره کرد.

در این استان، امروزه به جز اکثریت فارسی‌زبان اقوام مختلفی نیز در این استان زندگی می‌کنند؛از جمله لرها،قشقایی‌ها، عرب خمسه و لک،که هر یک به گویش‌ها و زبان‌های مختلفی مانند فارسی، لری، لارستانی، قشقایی، سیوندی، دوانی، اردکانی، عربی و کهمره‌ای (بککی) سخن می‌گویند.

منابع مهم اقتصادی استان فارس بر پایه کشاورزی و دامداری، شهرک‌های مختلف صنعتی، پالایشگاه‌ها، صنایع پتروشیمی و نیروگاه‌های مختلف بنا شده‌است.استان فارس با وجود جاذبه‌های متعدد تاریخی، طبیعی و مذهبی، یکی از مراکز مهم گردشگری ایران است. همچنین تعدادی از مراکز مهم دانشگاهی ایران در این استان واقع شده‌است.

  • دلیل نام‌گذاری

نقشه محدوده فارس در قسمتی از نقشه ایران در دوره افشاریه.در این نقشه واژه فارسستان (Farsistan) برای این سرزمین اطلاق شده‌است.فارس در کتیبه‌های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته‌های یونانی به شکل پرسیس آمده و فارس و فارسی شکل عربی شده پارس و پارسی هستند. فارس منطقه ٔوسیعی است که قسمتی از نیمروز و نیمروز باختری کشور ایران را فراگرفته و تقریباً از یازده سده پیش از میلاد مسیح محل سکونت یکی از طایفه های آریایی بنام پارس بوده و بهمین مناسبت به پارس موسوم گردیده‌است.

نام خلیج فارس برگرفته از نام همین منطقه‌است که در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی در تقسیمات کشوری ارتباط استان فارس با خلیج فارس قطع شد و مناطق حاشیه خلیج فارس به استان بوشهر تبدیل گردید.مرکز استان فارس از آغاز حکومت‌های اسلامی یا به عبارتی دوران اسلامی، شیراز بوده‌است.

  • پیشینه

پیش از اسلام

در چند هزار سال پیش، در این ایالت اقوام بومی این سرزمین به ویژه ایلامیان سکونت داشته‌اند که از آنان آثار زیادی در گوشه و کنار فارس بر جای مانده‌است که نشانگر این است این ناحیه ناحیه‌ای آباد و فرهنگی بوده‌است.  پارسها مردمان بودند آریایینژاد که معلوم نیست کِی به فلات ایران آمده‌اند، در کتیبه‌های پادشاه آشور شمشی اداد پنجم ۸۲۳ تا ۸۱۰ پیش از میلاد و در کتیبهٔ سناخریب در سال ۶۹۱ پیش از میلاد و همچنین در یک رشته از نامه‌های آرشیو پادشاهان آشور که مربوط به حوادث ۶۵۳ تا ۶۵۲ پیش از میلاد است، پارسوآش به عنوان یکی از ایالات منتهی عیلامی ذکر شده‌است، به عقیده محققان پارسوآش امکان دارد که همان پارس باشد.در برخی از منابع پارسوا با پارسواش یکسان دانسته شده‌است اما ریچارد نلسون فرای می‌نویسد گمان نمی‌رود که پارسواش همان استان پارسوای آشور در خاور دریاچه ارومیه باشد.

بر اساس اسناد مورخان یونانی قبایل پارسی به شش طایفهٔ شهری و ده‌نشین و چهار طایفهٔ چادرنشین تقسیم می‌شدند، طایفه‌های شهری عبارتند از: پاسارگادیان، مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان که مهم‌ترین آنها پاسارگادیان بودند و قبیلهٔ هخامنشی و پادشاهان ناحیهٔ پارس از این قبیله هستند همچنین چهار طایفهٔ چادرنشین عبارتند از: دائی‌ها، مردها، دروپیک‌ها، ساگارتی‌ها دولت ایلامیان در سال ۶۳۶ پیش از میلاد به دست آشوریان از بین رفت و شوش پایتخت آن به دست طوایف پارس افتاد.

از هخامنشیان تا پایان دوران ساسانی

مؤسس پادشاهی پارس هخامنش است که تقریباً در ۶۵۰ قبل از میلاد می‌زیست. پایتخت او شهری بوده‌است به همین نام که خرابه‌های آن هنوز باقی است. از خود هخامنش که سلسلهٔ بزرگی به نام او خوانده شده‌است، چندان اطلاعی در دست نیست اما محتمل است که او طوایف مختلف پارس را متحد کرده باشد. پسر او چیش‌پیش از ضعف دولت عیلام بعد از مغلوبیت آنها در مقابل آشوربنیپال استفاده کرد و ناحیه موسوم به انزان یا انشان را که شامل شوش و مجاور آن خوزستان بوده متصرف شد و عنوان پادشاه انشان را اختیار کرد چون وفات یافت یکی از پسرهایش مالک انشان و آن دیگری صاحب سرزمین پارس گردید. در قرن ششم قبل از میلاد هر دو قسمت به اطاعت یک نفر از دودمان مذکور درآمد که کمبوجیه یکم نام داشت. وی دختر استیاکس پادشاه ماد به نام ماندانا را به زنی اختیار کرد و کوروش بزرگ فرزندی بود که از این وصلت پیدا شد. کوروش در سال ۵۵۹ قبل از میلاد جانشین پدر شد و در سال ۵۵۰ بر مملکت ماد تسلط یافت و اکباتان پایتخت آن را تسخیر کرد. کوروش اکباتان را پایتخت تابستانی و شوش را پایتخت زمستانی خود قرار داد و نخستین دولت بزرگ جهانی یعنی شاهنشاهی هخامنشی را بدین ترتیب بوجود آورد.هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته‌شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا اَپاختر خاوری آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد.

بعد از اسکندر و در زمان سلوکیان کشور ایران جزو مستملکات یونان بود تا سرانجام در سال ۲۵۶ پیش از میلاد، پارتها که بیشتر محققین آنها را شاخه‌ای از نژاد آریایی می‌دانند و در خراسان امروزی می‌زیستند، قیام کردند و توانستند با جنگ‌های متعدد دولت اشکانیان را تأسیس کنند.

در زمان اشکانیان ممالک مختلفی که جزو دولت اشکانی بودند استقلال داخلی خود و حتی سلسلهٔ پادشاهان محلی را حفظ می‌کردند از آن جمله در پارس سکه‌هایی از پادشاهان محلی به دست آمده که می‌توان از روی آن به اسامی بسیاری از پادشاهان محلی پارس در زمان اشکانیان پی برد. سلسله پادشاهان این دوره در پارس را به این سبب که هر کدام از پادشاهان مزبور هم پادشاه بودند و هم رئیس آتشکده سلسلهٔ روحانی آثرپاتا می‌نامند.

پدر مؤسس سلسلهٔ ساسانیان، اردشیر بابکان، ساسان نام داشت و موبد معبدی در استخر در ایالت پارس بود. اردشیر بابکان در سال ۲۲۳ میلادی علم طغیان برداشت و پس از کشته شدن اردوان پنجم، تیسفون پایتخت اصلی اشکانیان را گرفت پس از آن تمام ایران در تحت اقتدار او درآمد. اردشیر بابکان قبل از دست یافتن به پادشاهی شهر اردشیر خُورّه را که امروزه فیروزآباد نامیده می‌شود، بازسازی کرد. این شهر قبل از آن شهر گور نام داشت. او نخست قصد داشت این شهر را پایتخت خود قرار دهد اما بزودی دریافت که ایالت پارس از لحاظ سیاسی برای اقامت فرمانروا مناسب نیست و پایتخت را در نزدیکی تیسفون قرار داد. اردشیر بابکان همچنین نام ایالت گور را نیز به ایالت اردشیرخوره تغییر داد. ایالت اردشیر خُورّه یکی از بخش‌های قدیم فارس بود که شهرهای شیراز، فیروزآباد، خضر، میمند، سیراف و کازرون در آن واقع بود. در دوره ساسانی فارس به ۵ ناحیه تقسیم می‌شد: ارجان، اردشیرخوره، استخر، دارابگرد و شاپورخوره. پس از چیرگی اعراب، شیراز به جای اردشیر خُورّه مرکز فارس گردید.

پس از اسلام

از دوران خلفای راشدین تا دوران صفویه

در زمان خلافت عثمان در سال ۲۸ هجری قمری استخر و فیروزآباد به تصرف فرماندهان سپاه دولت راشدین درآمد و تمامی فارس ضمیمه متصرفات دولت راشدین شد و به تدریج مردم فارس نیز مسلمان شدند. فرماندهان دولت راشدین در ایالت فارس را به پنج ولایت که هر یک را یک کوره می‌گفتند، همانند دوره ساسانیان که کوره‌های اردشیر خوره به مرکزیت شیراز، شاپور به مرکزیت شهر شاپور، قباد به مرکزیت شهر ارجان، استخر به مرکزیت پرسپولیس و دارابجرد به مرکزیت شهر دارابجرد از جمله این کوره‌ها بودند و این تقسیم‌بندی، تا حمله مغول به سلطنت خوارزمشاه باقی‌ماند. در زمان ضعف قدرت خلافت امویان در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف یعقوب لیث مؤسّس سلسله صفاریان درآمد. او شیراز را تصرف کرد و برادرش عمرو لیث مسجد جامعی در شهر ساخت که هنوز هم پابرجاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بویه درآمد و عضدالدوله دیلمی بر بیشتر ایران و قسمتی از بین النهرین تسلط یافت. از کارهای برجسته او ساختن بند امیر بر رود کر بود.

پس از آل بویه، سلجوقیان بر فارس مسلط شدند. با ضعف سلجوقیان، سنقرابن مودود، دودمان اتابکان فارس را تأسیس کرد. این دودمان، در ۵۴۳ هجری قمری بر سرزمین فارس فرمانروایی یافت و آخرین فرمانروای آن، آبش خاتون، پس از یک سال سلطنت در ۶۶۷هجری قمری به همسری منکو تیمور، یکی از پسران هلاکوخان مغول درآمد. از آن پس سلطنت وی نامی بیش نبود و چندی نگذشت که فارس به دست امرای مغول افتاد.پس از سلجوقیان اتابکان فارس به حکومت پرداختند و هنوز آثاری از آنان مانند مسجد نو شیراز در شهر باقی‌است. اتابکان با دادن پول و اطاعت کردن از سرداران فاتح مغول فارس را از خرابی و تاخت و تاز آن قوم مصون داشتند ولی پس از ضعف این خاندان، مغول بر فارس مسلط شده و حکامی از جانب خود به این سرزمین می‌فرستادند که سعدی از برخی از آنها در اشعار خود یاد کرده‌است. در ۷۵۴ هجری قمری، امیر مبازرالدین محمد پادشاه سلسله آل مظفر، فارس را تصرف کرد. شاهان این دودمان تا سال ۷۹۵ هجری قمری، که امیر تیمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمانروایی داشتند.

از دوران صفویه تا دوران قاجار

کریم خان زند

در سال ۹۰۹ هجری قمری، فارس تخت استیلایشاه اسماعیل صفوی درآمد. در زمان او جانشینان، فارس و مرکز آن شیراز، آبادی و رونق یافت. در این دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان که در آن زمان فرمانروایان فارس بودند، در زیبا ساختن و آبادانی شهر شیراز کوشیدند.در جنگ میان نادرشاه و افغانیان غلزایی تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ویرانی فراوانی دید. این جنگ با شکست افغانیان در ۱۱۴۲ هجری قمری پایان یافت. پس از مرگ نادر شاه، بار دیگر فارس دستخوش پریشانی شد.

با روی کار آمدن کریم خان زند صلح و آبادی به این ناحیه بازگشت. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ کریمخانی، بازار وکیل، حمام وکیل و مسجد وکیل در شیراز از کریمخان زند ملقب به وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

پس از مرگ کریم‌خان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری، بر سر جانشینی او میان بازماندگانش اختلاف پدید آمد و سرانجام، لطفعلی‌خان زند به فرمانروایی رسید. پس از آن، فارس در جنگ‌های بین لطفعلی‌خان زند و آقا محمد خان قاجار آسیب فراوان دید و سرانجام قاجاریه حکومت یافتند. پس از وفات فتحعلی‌شاه در سال ۱۲۵۰ هجری قمری، پسرش حسینعلی میرزا فرمانفرما در فارس به دعوی سلطنت برخاست، اما کاری از پیش نبرد.

قاجار

فارس در دوران قاجاریه، همچنان از سرزمین های آباد و پراهمیت کشور به شمار میآمد و راه ارتباطی خلیج فارس و مرکز به عنوان نخستین خاکریز، مورد توجه خاص کشورهای خارجی بود. یکی از مهم‌ترین حوادث این دوران، معاهدهٔ انحصار تنباکو در زمان ناصرالدین شاه و به دنبال آن حکم میرزای شیرازی و تحریم تنباکو بود. این حکم با درخواست سید جمال الدین اسدآبادی و در پی نامه او اتفاق افتاد و با اعتراضات فراوان مردم٬ ناصرالدین شاه شاه قاجار، مجبور شد با پرداخت غرامت، این قرارداد را فسخ کند.

دوران معاصر

شهر شیراز در بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ محل برگزاری جشن هنر شیراز بود. این جشنواره در زمان خود بزرگترین رویداد فرهنگی در نوع خود در سطح جهان بود. این رویداد با هدف تشویق هنرهای سنتی ایران و بالا بردن استانداردهای فرهنگی ایران تشکیل شده بود. همچنین این رویداد محلی بود برای گرد آمدن بزرگترین هنرمندان سنتی و مدرن ایران و سراسر دنیا در رشته‌های مختلف هنری.

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی

همچنین جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران به مناسبت دوهزار و پانصد سال تاریخ مدون شاهنشاهی ایران و در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی از تاریخ ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱ (برابر با ۲۰ تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰) در تخت جمشید برگزار شد. در این جشن‌ها، سران حکومتی و پادشاهان ۶۹ کشور جهان شرکت کردند و تمدن و تاریخ کهن ایران را ارج نهادند.

  • جغرافیای طبیعی

استان فارس تقریباً در نیمروز ایران قرار دارد. این استان به طور تقریبی بین مدارهای ۲۷ و ۳۱ درجه اَپاختر و نصف‌النهارهای ۵۰ و ۵۵ درجه طول خاوری واقع شده و از سمت اَپاختر به استان اصفهان، از سمت نیمروز و نیمروز خاوری به استان هرمزگان، از سمت باختر و نیمروز باختری به استان بوشهر، از سمت اَپاختر باختری به استان کهگیلویه و بویراحمد، از سمت خاور به استان کرمان و از سمت اَپاختر خاوری به استان یزد محدود شده‌است. مساحت استان فارس ۱۲۲٬۶۰۸ کیلومتر مربع می‌باشد که از این جهت پنجمین استان بزرگ کشور ایران می‌باشد و تقریبا ۱/۸ ٪ مساحت کشور را تشکیل می‌دهد.

ارتفاع استان فارس از سطح دریا در نقاط مختلف این استان متفاوت است و به چهار دسته تقسیم می‌شود؛ دسته اول که از ارتفاعات اَپاختر و اَپاختر باختری می‌باشد که از کوه‌های سمیرم شروع می‌شود، تا باختر آباده ادامه می‌یابد که بلندترین کوه استان فارس کوه بل واقع در نیمروز باختری شهر اقلید با ارتفاع3943 متر قبل از کوه عظمت که گردنه معروف کولی‌کش در آن واقع شده‌است، ختم می‌شود. ارتفاعات برم فیروز نیز در این ناحیه واقع شده و از سپیدان آغاز و به ارسنجان منتهی می‌گردد، دسته دوم که ارتفاعات مرکزی می‌باشد که کوه‌های اطراف شیراز (سبزپوشان و بمو) و نیز کوه‌های مهارلو، خرمن کوه، فسا و کوه تودج را دربرمی‌گیرد، دسته سوم ارتفاعات باختری‌است که در امتداد ارتفاعات کهگیلویه تا کوه‌های ممسنی در دشت ارژن (کوهمره سرخی) ادامه می‌یابد و به کوه‌های سفیدار در فیروزآباد متصل می‌شود و در نهایت دسته چهارم ارتفاعات نیمروز می‌باشد که شامل کوه‌های داراب و ارتفاعات بالنگستان یا هنگستان و کوه‌های لارستان است.

  • زبان و گویش

زبان رسمی مردم استان فارس، مانند زبان رسمی ایران، فارسی است. پیش از اسلام زبان ایرانیان زبان فارسی میانه بوده‌است. از قرن دوم و سوم زبان دری که ریشه‌ای کهن داشته جای زبان پهلوی را گرفت و توجه حکومت و نویسندگان و شعرا به آن موجب شد که به صورت زبان رسمی درآید.همچنین زبان ترکی در میان عشایر قشقایی و زبان عربی در میان عشایر عرب صحبت می‌شود. برخی بر این اعتقادند که کل زبان‌ها و لهجه‌ها در این استان به شدت تحت تاثیر حکومت کریم خان زند بوده و به عبارتی می‌توان گفت گویش‌ها و لهجه‌ها تحت تاثیر زبان لری در این استان بوده، به گونه‌ای که بسیاری از کلمات لری در این استان و حتی لهجه شیرازی رواج دارد.

استان فارس به لحاظ غنای فرهنگی و تحولات جغرافیایی و تاریخی از نظر تعدد و تنوع زبانها و گویشها در ایران بی نظیر است.زبان‌ها و گویشهای شناسایی شده عبارتند از: زبان لری، گویش مرودشتی، زبان ترکی قشقایی، و همچنین زبانهاو گویشهایی مانند اسیری، لارستانی و لری، خنجی، قشقایی، سیوندی، دوانی و اردکانی و کهمره‌ای (بککی) نیز در این استان رواج دارد. که گویش اردکانی در ایران منحصربه‌فرد بوده واین گویش باز مانده از پارسی پهلوی‌است. گویش مردم سیوند فارس به دلیل آمیخته نشدن با عربی و تعلق به زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال باختری درخور اهمیت است. زبان لارستانی که با زبانهای فارسی، لری و تاتی هم‌خانواده است. عشایر قشقایی به زبان ترکی قشقایی سخن می‌گویند. زبان ترکی قشقایی و آذربایجانی از یک خانواده‌اند. زبان لری نیز در شهرستان‌های ممسنی، رستم و بخش‌هایی از سپیدان و بخش‌هایی از کازرون و فراشبند و مرودشت(درودزن - کامفیروز) و شهر شیراز رواج دارد.

  • گویش شیرازی

 تحقیقات در مورد وضع حاضر لهجه شیرازی نشان می‌دهد که در میان شیرازیان میزان آشنایی با این لهجه در سنین بالاتر بیشتر می‌باشد. در میان بانوان میزان آشنایی زنان خانه دار و در میان مردان، کسانی که کار آزاد دارند آشنایی بیشتری با این لهجه دارند.ظهور دو شاعر بزرگ فارسی نو، حافظ و سعدی، باعث تأثیر پذیری تمام جنبه‌های زندگی مردم شیراز از عصر مغول به بعد از آثار این شاعران شد. به گونه‌ای که باعث افول گویش پیشین مردمان این شهر و حکمفرما شدن فارسی نو در این شهر شد.

  • فرهنگ

با تکوین و رشد شهرنشینی، فرهنگ مردم دچار دگرگونی و تغییرات ساختاری شده‌است. ویژگی‌های قومی و فرهنگی مختلفی در میان اقوام و عشایر وجود دارد. عشایران هنوز ویژگی‌های سنتی را حفظ کرده‌اند. استان فارس یکی از استان‌هایی‌است که بالاترین جمعیت عشایری کشور را دارد. فرهنگ مردم فارس در کل به بخش‌های متعدی مانند جشن، موسیقی، پوشاک و خوراک تقسیم می‌شود. در بخش موسیقی می‌توان به عاشقان قشقایی، چنگیان و ساربانان اشاره کرد. موسیقی بومی ایل قشقایی با نام عاشیق‌ها، چنگیان و ساربانان درآمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخورداراست، موسیقی عاشیقی کهن و گسترده است و با شعر فولکوریک درآمیخته‌است عاشیق‌ها برای رویدادهای غمناک و شاد نوایی دارند. در هنر عاشیقی، حماسه و در شعر آن نیز عرفان مقامی شایسته دارد. پیشینه مکتوب شعر و ادبیات در میان ایل قشقایی به بیش از ۲۵۰ سال پیش می‌رسد. اشعار شاعران گمنام سینه به سینه نقل می‌شود و به گنجینه فولکلوریک قشقایی‌ها غنا می‌بخشد. شعر قشقایی را همه‌جا می‌خوانند در عروسی، در عزا و در زمان شادی و غم. شعر عروسی‌ها همراه پایکوبی و شعر عزا همراه با حزن و اندوه خوانده می‌شود. رقص‌های محلی و بومی قشقایی‌ها نیز که با آهنگ جنگ‌نامه توأم است عمدتاً به صورت گروهی اجرا می‌شود و در این میان رقص چوب به لحاظ شیوهٔ اجرا و حرکات ریتمیک اجراکنندگان آن، از جذابیت خاصی برخورداراست. پوشاک مردمان فارس به دلیل گوناگونی فرهنگی، بسیار متنوع است و از میان آن‌ها می‌توان به قبا (آرخالق)، شال و چقه که پوشاک مردان عشایر کوهمره سرخی‌است، اشاره کرد.

Yandex.Metrica