شهر جهرم

همه شهرهای استان فارس

شهر جهرم

امتیاز کاربران:
معرفی
سوغات
غذاهای محلی
گالری
نظرات
جهرم
کاربر نظر داده استاند
تاریخچه

جَهرُم یکی از شهرهای استان فارس در ایران است. این شهر، مرکز شهرستان جهرم است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال 1385، برابر با 105,285 نفر بوده‌است .

نام و پیشینه تاریخی
جهرم از شهرهای بسیار قدیمی ایران است که نام قبلی آن گهرم بوده‌است. فردوسی در شاهنامه از آن در عصر ساسانیان یاد کرده و نام دلاور ایرانی یعنی گهرم بر آن نهاده‌است. هم چنین در تاخت و تاز اسکندر از جهرم نام برده می‌شود و این شهر را در عصر پادشاهی بهرام گور دشتی بی آب می‌خواند. جهرم یا گهرم به معنی جای گرم است. به استناد نوشته‌های استخری، ابن بلخی و حمدالله مستوفی، جهرم قلعه بزرگ، معروف به خورشه و خورشاه داشت که فاصله آن تا شهر، پنج فرسخ بود. بانی این قلعه، خورشه، عامل خلفای بنی‌امیه در جهرم بود. این قلعه بعدها به همت خواجه نظام الملک وزیر مشهور سلجوقیان تعمیر و مرمت شد و در آن زمان این شهر در جنوب ایران بزرگترین آبادی به حساب می‌آمد. در نهایت پس از پیروزی اعراب این شهر را جهرم خواندند. یکی از جنگهای اعراب و ایرانیان و شاید آخرین آن در این شهر واقع گردید که تعداد کشته‌ها آنقدر زیاد بوده که کوهی در غرب جهرم محل این درگیری به کوه شهدا معروف شده‌است و دره‌ای نیز به نام دره لاشه (جسد) معروف گردیده‌است.

جهرم و انقلاب اسلامی
این شهر در زمره 11 شهری قرار دارد که در آنها حکومت نظامی اعلام شد

معنی جهرم

وجه تسمیه ای نه چندان منطقی که برای جهرم شناخته شده است توسط احمد کسروی پیشنهاد شده و در جایگاه خالی نبودن عریضه ی نظریات، مقبولیت یافته است. به نظر او در نامهایی مثل جهرم وسمیرم پسوند «رم» به معنی جا و مکان است. «جه» و «سم» هم تغییر شکل یافته «گه» و «زم» هستند که به معنی گرم و سرد هستند؛ بنابراین جهرم یعنی «جای گرم». در اصل اساساً وجه اشتقاق درست جهرم این است که آن را مرکب از جا و هروم ( به لغت اوستایی به معنی دژ بلند و محروسه) بگیریم که در تاریخ بدین صفت نیز معروف بوده است. جز دوم یعنی هروم خود جداگانه بدین صورت نام دیگر شهر برزه (بلند) در آذربایجان، کنار شهر مراغه بوده است که محل آتشکده ی کهن و معروف آذرگشنسب و زادگاه زرتشت و محل دستگیر شدن و به قتل رسیدن افراسیاب تورانی (مادیای اسکیتی) به دست کی خسرو (کی خشثرو، کی آخسارو، هوخشثره) به شمار رفته است. حتی به نظر میرسد نام سمیرم مورد استناد کسروی نیز نه به معنی مفروضه ی جایگاه سرما بلکه به معنی جایگاه منسوب به سرما(سمیر- اوم) است؛ چراکه علی‌القاعده ریشهً واژهً ایرانی سمیر (همیر) با زیمیلیای اسلاوها و کلمه شمال عرب (مأخوذ ازشیمالیای آریائیان کاسی بین النهرین) یکی است. در سایت تحقیقاتی لیبر در باب تاریخچهً شهر جهرم چنین آمده است: "بنای شهر جهرم را به همای دخت بهمن فرزند اسفندیار نسبت می دهند. به روایت مورخان، بنای این شهر به سده سوم قبل از میلاد مسیح می رسد و این شهر توسط اردشیر اول، پنجمین پادشاه هخامنشی، بنا شده است. در شاهنامه فردوسی بارها از این شهر سخن به میان آمده و از آن به عنوان شهری آباد در آن دوران یاد شده است.

حیات وحش

این شهرستان به تناسب شرایط طبیعی و پوشش گیاهی ، از حیات وحش متنوعی نیز برخوردار است. کل، آهو، پازن، بز کوهی، قوچ و میش، روباه، گرگ ، کفتار، خرگوش از مهمترین پستانداران و عقاب ، قوش ، کبک ، کبوتر ، تیهو ، قمری ، گنجشک ، بلبل ، چفت ، پرستو و ... از پرندگان مهم این منطقه می باشند. هرچند شکار بی رویه و خشکسالی های پی در پی، نسل این جانوران را در معرض تهدید و انقراض قرار داده است.

آثار و ابنیه تاریخی جهرم

  • بازار جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۹۵۰
  • مسجد و مدرسه خان جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۹۶۰
  • مقبره جاماسب حکیم شماره ثبت در آثار ملی: ۹۸۶
  • مسجد جامع جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۹۸۷
  • آتشکده چهارطاقی قطب‌آباد شماره ثبت در آثار ملی: ۹۸۸
  • مقبره شاهزاده فضل بن موسی بن جعفر (ع) جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۱۰۰۴
  • قدمگاه جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۱۳۱۹
  • آب انبار حاج آقارضا جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۱۶۲۶
  • کاروانسرای مخک (۲) جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۲
  • بقعه شیخ خلیفه جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۳
  • کاروانسرای مخک (۱) جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۴
  • سد بند و بست جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۵
  • چهار طاقی سیمکان شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۶
  • دروازه پیر شبیب جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۷
  • امامزاده اسدالدهر جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۸
  • آب انبار مخک جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۸۹
  • آب انبار حاج آقارضا جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۶۷۹۰
  • کاروانسرای آسمانجرد جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۱
  • تل قلعه جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۲
  • چهار طاقی زاغ جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۳
  • تل نقاره خانه شهر خضر جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۴
  • تل زاغ جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۵
  • پل گچی اسفل جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۶
  • تل کراده جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۷
  • تل قبرستان برایجان جهرم شماره ثبت در آثار ملی: ۷۲۰۸
  • آسیاب قطب آباد شماره ثبت در آثار ملی: ۱۵۵۷۰
  • غار سنگتراشان

اماکن زیارتی

  • امامزاده حسین
  • امامزاده شاه فضل
  • امامزاده عبدالطیف
  • امامزاده سی تن
  • امامزاده هشت تن
  • امامزاده ابراهیم
  • امامزاده شاه حنظلیه
  • امامزاده اسدالدهر
  • امامزاده اسماعیل
  • امامزاده سید قطب الدین
  • امامزاده شاه حاجات
  • امامزاده محمد(واقع در جبذر)
  • امامزاده موسی مبرقع مشهور به پیر پنهان
  • امامزاده پیر شبیب
  • امام زاده شاه سراج الدین
  • امام زاده شاه شهیدان
  • امامزاده محمد(واقع در خیابان عبرت)
  • امامزاده حبیب
  • امامزاده بی بی دو خوهران
  • امامزاده بی بی گنج بانو
  • امامزاده شاه سلمان
  • مقبره خاندان آیت‌اللهی
  • مقبره سید حسین آیت‌اللهی
  • مقبره سید فخرالدین آیت‌اللهی

پارکها

  • پارک گلستان
  • پارک دلگشا
  • پارک کودک(بوستان جهان دیدگان)
  • پارک جنگلی
  • پارک لاله
  • پارک کوهسار
  • پارک چمران
  • پارک خیام
  • پارک بهارستان
  • پارک اردوگاه
  • پارک ملاصدرا
  • باغ ملی
  • پارک ایثارگران

کشاورزی

وجود بیش از ۳۵۰ هزار اصله درخت نخل، ۵/۳ میلیون درخت مرکبات نظیر پرتقال، لیموشیرین، لیموترش، نارنگی و نارنج که ۲۴ هزار هکتار از اراضی شهرستان جهرم را در بر می گیرد و همچنین قرار داشتن بیش از ۴۱ هزار هکتار از زمین‌های زراعی این سامان، زیر کشت گندم و جو و حبوبات، برنج، تنباکو و صیفی جات، جهرم را به عنوان یکی از قطب های مهم کشاورزی کشورمان معرفی می‌نماید علاوه بر خرمای شاهانی جهرم که از نظر کارشناسان یکی از مرغوب ترین انواع خرما در جهان است و ۲/۱ درصد خرمای جهان را تأمین می‌کند مرکبات جهرم هم درصد بالایی از تولید مرکبات ایران را به خود اختصاص داده است. مهم ترین محصولات کشاورزی و باغی جهرم و مقدار تولید شده آن به شرح ذیل می‌باشد:

  • خرما ۲۸۶۲۰ تن در سال
  • پرتقال ۶۳۱۸۰ تن در سال
  • نارنگی ۱۴۷۵۰ تن در سال
  • لیموشیرین ۱۳۹۷۶۶ تن در سال
  • تنباکو ۴۲۰ تن در سال
  • پنبه ۷۵۰ تن در سال
  • گندم آبی ۴۹۰۰۰ تن در سال
  • جو ۶۴۰۰ تن در سال
  • خرمالو۲۵۰۰ تن در سال

زیرساخت‌های مهم

  • نیروگاه تولید برق سیکل ترکیبی:این نیروگاه در زمینی به مساحت ۱۰۰ هکتار و با ظرفیت ۱۴۴۰ مگاوات در کیلومتر ۲۵ جاده ای جهرم شیراز احداث شده است.
  • شرکت پتروشیمی جهرم
آداب و رسوم

زبان و لهجه

زبان مردم این شهرستان، زبان فارسی است و شماری از واژه‌هایی که در جهرم به کار می‌گیرند نزدیکی با زبان پارسی میانه دارد. جهرمی‌ها لهجه ی خاصی دارند که به لهجهٔ شیرازی بسیار نزدیک است. البته گرچه نمی‌توان به طور دقیق و صریح آن را بیان کرد ولی به طور کلی این نکات را می‌توان در بیان و تلفظ آنان تشخیص داد:

  1. اصولاً صدای «آ» را بین (اَ) و (آ) و تقریبا شبیه «a» در زبان فرانسه تلفظ می‌کنند.
  2. کلمات بیش تر از قسمت قدامی دهان گفته می‌شود و دهان چندان باز نمی‌شود. برای فهم مطلب و تقلید صدای آنان، بایستی عضلات گونه و گوشه لب‌ها را در موقع تلفظ به طرفین کشید.
  3. در محله کوشکک این شهرستان ، ضمائر مفعولی متصل به فعل را با انجام تغییراتی قبل از فعل می‌آورند:
  • مَ گفت = گفتم = مرا گفت.......................مونِ گفت = گفتمان
  • تَ گفت = گفتت..................................... تونِ گفت = گفتتان
  • شَ گفت = گفتش................................ شونِ گفت = گفتشان

در کلماتی که به حروف بی صدا ختم می‌شود، حرف آخر ساقط و یا خیلی خفیف به گوش می‌رسد مانند:(پَ = پس) و (گف = گفت). نمونه شعر محلی:

پیش تَرُک، تَش نزنین زُلف سَرش بوده یه وَخت       گیس قشنگ سبز او تا کمرش بوده یه وَخت

تُوَختَکای خُش شده که گُر کشیده روی تَش          گمون که طاق ابروی چشم تَرش بوده یه وَخت

دین و مذهب

دین جهرمی ها هم مثل همه ی ایران تا قبل از اسلام زرتشتی بوده که با ظهور اسلام همه ی مردم جهرم هم مسلمان شدند. اکنون نیز تقریبا ۱۰۰٪ مردم جهرم مسلمان شیعه هستند و در این شهرستان امامزاده و بقاع متبرکه ی بسیار زیادی وجود دارد که نشاندهنده ی عمق اعتقادات آنهاست. علاوه بر این مراسم تاسوعا و عاشورا،عید غدیر و جشن تولد امام دوازدهم شیعیان در این شهرستان آنچنان باشکوه برگزار میشود که این مراسم به صورت زنده از شبکه های مختلف سیما پخش می شود.

جهرم در شاهنامه

نام جهرم ۸ بار در شاهنامه فردوسی تکرار شده است. به گفته فردوسی، وقتی که اسکندر مقدونی به ایران حمله می‌کند و ایرانیان را شکست می‌دهد، «دارا» به جهرم فرار می‌کند؛ «جهاندار دارا به جهرم رسید». طبق شاهنامه، مهرک نوشزاد هم زاده شهر جهرم بوده است. که این ابیات به شرح زیر است:

پس آمد سکندر سوی قادسی   جهانگیر تا جهرم پارسی

به جهرم یکی بد کی نژاد    کجا نام او مهرک نوشزاد

به جهرم چو نزدیک شد پادشا    نهان گشت از او مهرک بی وفا

ز جهرم بیامد به ایوان شاه       ز هر سو بیاورد بی مر سپاه

جهاندار دارا به جهرم رسید      که آنجا بدی همه گنجها را کلید

ز جهرم فرخزاد را خواندند      بدان تخت شاهیش بنشاندند

چو منذر به نزدیک جهرم       رسید به آن دشت بی آب لشکر کشید

به منذر چنین گفت کای رایزن   به جهرم کشیدی ز شهر یمن

 

پوشش مردان

لباس مردان جهرمی در قدیم عبارت بود از:آرخالق یا قبا، تنبان، پیراهن، شال، کلاه، سرداری، کفش

  • آرخالق :لباس های بلندی بود که لبه آن ها بر روی هم قرار می گرفت و به جای تکمه امروزی، از تکمه و مادگی برای بستن آن لبه ها استفاده می شد. تکمه قطعه ی قیطانی بود که در لبه دیگر لباس دوخته و تکمه در آن قرار می گرفت. قباها دارای دو جیب بزرگ بودند که در دو طرف آن شبیه جیب های شلوار امروزی قرار داشتند. قباها را از هر گونه پارچه از قبیل: ترمه، استبرق(دیبا، پارچه ای پر زرق و برق بوده) فاستونی و غیره می دوختند. گاهی قباها را آستر می کردند تا ضخیم تر شود.
  • تنبان :شلوارهایی بود نیفه دار که بندی از میان نیفه آن می گذشت. معمولاً تنبان را از (دبیت) که رنگ سیاهی داشت می دوختند. پاچه تنبان کارگران معمولاً گشاد تر بود.
  • پیراهن :با امروز تفاوت چندانی نداشت جز آنکه یقه آن ها از کنار شانه با یک تکمه باز و بسته می شد.
  • شال : پارچه ای به پهنای نیم متر با طول متفاوت از یک متر تا چند متر، معمولاً از چلوار سفید رنگ تهیه می شد و به دور کمر می بستند. افرادی که خود را سید و اولاد پیامبر می دانستند، معمولاً شال آن ها کوتاه و سبز رنگ بود. شال ها بر حسب وضع اجتماعی افراد، ضخیم و یا نازک بسته می شد، شال افراد ماجراجو و گردن کلفت، کلفت تر و بزرگتر بود. جای قمه، پیشتو(هفت تیر)، چوب، چپق و کیسه پول همگی در شال بود.
  • کلاه:کلاه ها عموماً از نمد و به شکل نیم کره یا استوانه توسط نمدمال ها ساخته می شد.
  • سرداری:پالتوهای بلندی که گاهی با یقه و گاهی بدون یقه بود. سرداری ها چین دار بوده و در عقب چاکی داشتند.
  • کفش:کفش مردان عموماً ملکی (گیوه) بود چون اُرسی در آن دوران معمول نبود کفش کارگران کلفت و محکم و کفش اعیان بسیار لطیف و دارای کف نازک بود .

پوشش زنان

لباس زنان عبارت بود از:پیراهن، شلوار(پاچه تنگ)، چارقد، یَل، شلیته ، شمد یا چادر نماز، چادر و چاقجور.

  • پیراهن :زنان در قدیم پیراهن سادۀ بلندی (تقریباً تا بالای زانو) می پوشیدند، آستین آنها گشاد و بدون سرآستین بود بعدها از طول پیراهن کاسته شد و تا پائین ناف می رسید.
  • شلوار : شلوار های زنان عموماً دارای پارچه هایی تنگ و چسبان بود به همین جهت به آنها پارچه تنگ می گفتند، این شلوار ها را معمولاً از پارچه های سیاه رنگ می دوختند و بالای آن به کمک یکی دو تکمه بسته می شد. گاهی پایین پارچه ها را با ابریشم یا ریسمان و یا نخ های نقره ای گلدوزی می کردند.
  • چارقد : چارقد پارچه های چهارگوش یا مثلث شکل بود که معمولاً از تور یا ململ سفید و یا الوان تهیه می گردید. در زیر گلو با سوزنی آن را ثابت نگاه می داشتند. این سوزن ها در بین زنان اعیان اغلب از طلا ساخته شده و گاهی چند اشرفی کوچک طلا با آن آویخته شده بود.
  • یَل : کت هایی بود که معمولاً از ترمه و یا مخمل و یا پارچه های دیگر دوخته می شد. این کت ها بدون یقه و دارای آستین های تنگ بود.
  • شلیته : آنچه قطعی است شلیته در زمان های قدیم معمول نبوده و لباس معمولی زنان پیراهن بلند و شلوار بوده است. بعدها پس از آنکه ناصرالدین شاه به اروپا رفته و لباس رقاصه ها را (Ballerine) ها را در اروپا دیده تصمیم گرفته که این شلیته ها را که شبیه دامن های آن رقاصه ها بوده در دربار معمول کند که بعداً در سایر نقاط ایران متداول شده است.

شَمد یا چادر نماز : لباسی بود که به صورت نیم دایره دوخته شده بود و تنها در خانه در موقع مواجه شدن با فردی غریبه و یا هنگام عبادت می پوشیدند.

  • چادر و چاقچور : چادر لباسی بود که زنان در کوچه می پوشیدند و دوخت آن شبیه چادر نماز بود منتهی در جلوی آن قطعه پارچۀ مستطیل شکلی که طول آن از پائین تا کمرگاه، و عرض آن تقریباً نیم متر بود، از طرف داخل چادر، ضلع طولی این پارچه را به فاصله 20 سانتیمتر از لبه چادر به آن می دوختند و بالای آن با رشته ای به کمر می بستند.در شهر های بزرگ مانند تهران، زنانِ شیک پوش، بر روی این قطعه افزوده شده، با ابریشم مشکی گلدوزی و یا مشبک کاریمی کردند این چادر بایستی از پارچه به رنگ سیاه باشد. گویا در دوران قدیم تر چادر های زنان شبیه همان چادر نماز معمولی بوده منتها پائین آن از جلو تا طول تقریباً یک متر به هم می دوختند. و جنس آن از پارچه هایی بوده که به آن مَلِه (Mala) می گفتند و رنگ آن گویا آبی و جنس کرباس بوده است.
  • چاقچور یا دُلاغ (Dolaq) : چاقچور شلوار های نیفه ای گشادی بوده که در محل سرپاچه آن، نزدیک قوزک پا، چین می دادند و از آنجا متصل به پوششی شبیه جوراب های ساقه کوتاه می شد. گاهی چاقجور ها را از دو لنگۀ جداگانه به همان وضع فوق می دوختند که در این صورت به آن دُلاغ می گفتند.ضمناً این نکته باید یادآوری کرد که زنان موظف بودند در موقع عبور در خارج از خانه تمام صورت و دست و اندام خود را در چادر بپوشانند و تنها چشم خود را نمایان سازند و حتی در موقع خرید و یا گرفتن چیزی از شخص نامحرم، دست خود را در زیر چادر پنهان سازند.
مرتب سازی بر اساس
معرفی سوغات جدید
مرتب سازی بر اساس
معرفی غذای محلی جدید
در گذر زمان
معاصر
مرتب سازی بر اساس
Yandex.Metrica