شهر تشان

همه شهرهای استان خوزستان

شهر تشان

امتیاز کاربران:
معرفی
سوغات
غذاهای محلی
گالری
نظرات
تشان
کاربر نظر داده استاند
تاریخچه

شهر تشان یکی از شهرهای تابعه شهرستان بهبهان در استان خوزستان در جنوب غربی ایران است.این شهر شامل منطقه های اصلی: « آبلش و کلگه زار و مشهد تشان و چهاردهی و حیات آبادمجیدی و حیات آباد خلیفه و تاکاییدی و پیرآباد و تل کهنه و شهرویی و ویسی و شه نظری و توره ای و آهنگران و شاه غالب و ثارالله و تنگ بن و وَرِزَرد و یوسفی و شهرک طالقانی و مورگاه و مسیری » و روستاهای « بجک و همه ی سرجوشرها(عدالت، آزادی، قدس، بدر)» می باشد.

در خصوص نام تشان (تشون) داستان هایی بر سر زبان ها است. با توجه به پیدایش گور شاهزاده عیلامی کتین (کیدین) هوتران و قدمت آن به هزاره دوم پیش از میلاد مسیح و ارتباط تنگاتنگ آن با شهر ارگان ( ارجان، تلفظ عرَبی) و وضعیت جغرافیایی آن از نظر خاک و آب منطقه ی تشان نیز هنگام و همگام با ارگان، آباد و از نظر اقتصادی ـ اجتماعی شکوفا بوده است تا جایی که آثار به جای مانده در ناحیه ی بجک ، کلگه زار و آبلش و اطراف آن به تحقیق نشان از این گفتار است. وجود آتشکده ی قباد در ارگان و آتشکده ی خیرآباد (چهار طاق) به شماره 371 ثبت آثار باستانی و اهمیت آب در ایران و باستان به خصوص در دوران زردشت ، ماد ، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی و وجود معابد آناهیتا الهه ی آب برفراز کوه های اطراف آن که به نام قلعه ی دختر معروف است این گمان را خلق کرده که نام تشان از آتش و وجود آتشگاه یا آتشکده گرفته شده است. گفته می شود که نمرود پادشاه بابل ، ابراهیم خلیل (ع)را در این مکان در آتش افکنده است. اگرچه این افسانه درباره ی شهر «  اور» که در این زمان باغملک خوانده می شود بر سر زبان هاست. البته روستای دیبور (اُور) نیز در نزدیکی رامهرمز برسر راه بهبهان به همین نام و داستان بیان می گردد. طبری در تاریخ خود به نام تشان اشاره کرده که اردشیر بابکان (ساسانی) پس از دست‌یابی به سرزمین های خوزستان از این سامان گذشته و به پارس رفته است. محمد بن جریر طبری می گوید «آنگاه سوی فارس باز آمد و آهنگ پیکار نیروفرشاه اهواز کرد و از هرمزگان سوی ارگان و سار و طاشان ( تشان ـ تشون) شد، پس به سرق( سوق ؟) رفت و از آنجا با جمعی از یاران خویش به نشست و بر کنار رجیل فرود آمد و شهر را به گرفت و شهر سوق الاهواز (اهواز کنونی) را بنیاد نهاد و با غنیمت فراوان سوی پارس بازگشت محمد میرک بن مسعود حسینی در کتاب ریاض الفردوس در صفحه 11ـ12 می گوید: «قصبه ی تشان از مستحدثات شاهپور اول ؛ و به دهدشت و بهبهان هر دو مقاربت دارد. بعضی بنای آن را به قباد پسر فیروز ساسانی منسوب می سازند و برخی این قول را ضعیف شمرده اند. و می گوید: در قدیم الأیام شهری معمور بوده و به خوبی ها و انواع بودنی ها آراسته و پیراسته بروزگار ملاحده ی اسماعیلی ، خرابی تمام به حال آن بلده راه یافته، هوالی اش گرم و آبش از چشمه ایست که منبعش در قریه مذکور است. لیمو و ترنج به وفور در آنجا به حاصل آید. بارون دُوبدو دیپلمات و سیاح روسی و عضو انجمن سلطنتی جغرافیای لندن که در رشته ی تاریخ باستان مشرق زمین در انگلستان به تحصیلات عالی پرداخته بود در زمان محمدشاه قاجار و حکومت میرزا قدما طباطبایی بهبهانی به سال 1253 هجری قمری به بهبهان آمده بود. او برای دیدن پیکرهای سنگی و آثار زیبای دوره اشکانی (الیمایی) تنگ سروک (سولک) از تشان گذشته و درباره آن چنین می نویسد. آثار خانه ها، بازارها، ارگ ها و حمام های متفرق در هر سمت و درختهای کهن سال، حکایت از آن دارد که اینجا در ایام حکومت اتابکان لر بزرگ شهری وسیع و با منظر بوده است. معهذا بر طبق روایت رایج در میان مردم محل، تشان جایی است که « نمرود »، پادشاه قدرتمند پیش از مسیح ، ابراهیم (ع) را در کوره ی سوزان انداخته است. در تایید این روایت نام تشان مقتبس از آتش را دلیل می آورد. دکتر احمد اقتداری استاد دانشگاه تهران در سفرنامه خود که در سال 1356 خورشیدی از منطقه ی تشان و بازمانده های آن و آثار آبلش و کلگه زار دیدن کرده می نویسد: «آثار شهر کهنه ی آن همان شهر کهن پیش از اسلام به ز آمد کواذ (به ز آمد قباد، بهگواد ، بهگباد، بهقباد؟) ساسانی است که نویسندگان دوران اسلامی به آن اشاره نموده اند می باشد و جایگاه آن در شمال شهر بزرگ ارگان نشان داده شده بود. در آذر ماه 1335 شمسی جهت افتتاح دبستانی عازم لیکک (مرکز بهمئی گرمسیری، که در آن زمان زیر مجموعه آموزش و پرورش بهبهان بود) با عده ای از اهالی عازم منطقه ی مزبور شدیم. از راه حومه (حسین آباد و دودانگه) و روستاهای قنبری ، گراب (آب گوگردی با خواص آب درمانی) و آل طیب به ناحیه ی تشان رسیدیم. از حیات آباد خلیفه، آثار بسیاری از قلعه ها، آسیاب ها و دیگر ساختمان های فرو ریخته ـ که حکایت از تمدن بالا و شکوفایی داشت ـ در میان درختان انبوه کُنار چنان نظر ما را جلب نمود که بی اختیار به پرسش هایی پرداختیم و مردم منطقه درباره ی هر یک از آنها داستان ها و حکایت هایی داشتند و نقل می کردند. سپس به روستای مرکزی تشان یعنی مشهد رسیدیم. پس از کمی استراحت از راه کلگه زار مسیر را ادامه دادیم. واقعاً کلگه زار هنوز آثار باستانی و میراث گرانبهای بسیاری را در خود به یادگار و نگهداری کرده بود که کاملاً بررسی و تحقیق دقیقی را طلب می کرد. شاید وجود آن همه آثار که تا کنون حفظ شده بود به علت عدم استفاده اهالی جهت احداث جدید ساختمان ها و اماکن مسکونی بود که جمعیتِ کم و نبود جاده ی ماشینی، آثار مزبور با تمدن ارگان به خصوص مناطق بجای مانده خوییز، تنگ تکاب، تنگ شیخ و خیرآباد به طور کلی، تنگ شیخ و بالنگستان هم خوانی داشت. آثار قلعه ها، طاق ها ساختمان ها و برج های مخروبه، آسیاب ها، تپه های مملو از ابزار و وسایل سفالی به جای مانده هنوز بررسی و کار کارشناسی علمی ویژه ای را طلب می نماید که امید است انجام گیرد».

مرتب سازی بر اساس
معرفی سوغات جدید
مرتب سازی بر اساس
معرفی غذای محلی جدید
در گذر زمان
معاصر
مرتب سازی بر اساس
Yandex.Metrica